آموزش اقتصاد

 تورم چیست؟ تعریف تورم و نحوه محاسبه نرخ تورم

مقدمه

تورم یکی از بنیادی‌ترین پدیده‌های اقتصادی است که آثار گسترده‌ای بر سطح رفاه عمومی، توزیع درآمد، سرمایه‌گذاری و ثبات اقتصادی دارد. تورم علاوه بر کاهش قدرت خرید خانوارها، می‌تواند اعتماد عمومی به پول ملی و سیاست‌های اقتصادی را نیز تضعیف کند. از این رو، بررسی ماهیت تورم، علل و عوامل مؤثر بر آن و ارائه راهکارهایی برای کنترل این پدیده، همواره در کانون توجه سیاست‌گذاران و پژوهشگران اقتصادی قرار داشته است. 

تعریف تورم

تورم به معنای افزایش مستمر و عمومی سطح عمومی قیمت‌ها در یک اقتصاد طی یک دوره زمانی مشخص است. افزایش قیمت یک یا چند کالا تورم محسوب نمی‌شود؛ بلکه زمانی از تورم سخن گفته می‌شود که افزایش قیمت‌ها عمومی و پایدار باشد. شاخص بهای مصرف‌کننده (CPI) و شاخص بهای تولیدکننده (PPI) مهم‌ترین معیارهای سنجش نرخ تورم به شمار می‌روند.

عوامل مؤثر بر تورم

تورم پدیده‌ای چندبعدی است و معمولاً تحت تأثیر ترکیبی از عوامل پولی، مالی، ساختاری، خارجی و روانی قرار می‌گیرد. هر یک از این عوامل می‌تواند به‌تنهایی تورم‌زا باشد، اما در عمل اثرگذاری آن‌ها به‌صورت هم‌زمان و متقاطع رخ می‌دهد. در ادامه، مهم‌ترین عوامل مؤثر بر تورم تشریح می‌شود:

۱. تورم ناشی از فشار تقاضا

زمانی که مجموع تقاضای کل در اقتصاد بیش از ظرفیت تولیدی موجود باشد، قیمت‌ها به سمت افزایش حرکت می‌کنند. این نوع تورم اغلب در دوران رونق اقتصادی مشاهده می‌شود که به‌واسطه افزایش درآمد خانوارها، رشد سرمایه‌گذاری یا افزایش مخارج دولت، تقاضا برای کالاها و خدمات به سرعت بالا می‌رود.

  • مثال جهانی: در بسیاری از کشورهای اروپایی پس از جنگ جهانی دوم، به دلیل رشد سریع تقاضای بازسازی، فشار تقاضا باعث افزایش تورم شد.
  • مثال ایران: در دوره‌هایی که درآمد نفتی کشور افزایش یافته، رشد شدید تقاضای کل بدون توسعه متناسب ظرفیت تولیدی، منجر به افزایش سطح عمومی قیمت‌ها شده است.
تورم، شکاف میان درآمد و هزینه را هر روز عمیق‌تر می‌کند.

۲. تورم ناشی از فشار هزینه 

این نوع تورم زمانی رخ می‌دهد که هزینه‌های تولید افزایش یافته و بنگاه‌ها برای جبران آن، قیمت محصولات خود را بالا می‌برند.

ویژگی مهم این نوع تورم، اغلب همراه شدن آن با رکود اقتصادی است (پدیده رکود تورمی یا Stagflation).

عوامل مؤثر بر تورم ناشی از فشار هزینه، افزایش دستمزدها، رشد قیمت انرژی، بالا رفتن قیمت مواد اولیه وارداتی، یا اعمال مالیات‌های سنگین بر تولید است.

  • مثال ایران: افزایش نرخ ارز و بالا رفتن هزینه واردات مواد اولیه صنعتی، در سال‌های اخیر موجب رشد هزینه تولید و در نتیجه افزایش قیمت کالاها شده است.

۳. تورم ساختاری

تورم ساختاری ریشه در مشکلات نهادی و ساختار اقتصادی دارد و معمولاً در کشورهایی دیده می‌شود که بهره‌وری پایین، نظام توزیع ناکارآمد یا وابستگی بیش از حد به واردات دارند.

  • در چنین شرایطی حتی اگر حجم پول ثابت باشد، ناکارآمدی‌ها باعث افزایش هزینه‌ها و قیمت‌ها می‌شود.
  • مثال ایران: وجود انحصار در برخی بازارها مانند خودرو یا سیمان، ناکارآمدی در شبکه حمل‌ونقل و توزیع، و فساد اداری از عوامل ساختاری تورم در کشور محسوب می‌شوند.

۴. تورم پولی 

یکی از مهم‌ترین عوامل تورم، رشد بیش از حد نقدینگی است. زمانی که بانک مرکزی حجم پول در گردش را بدون تناسب با ظرفیت تولید افزایش دهد، تعادل عرضه و تقاضا به هم می‌خورد و قیمت‌ها افزایش می‌یابند.

مکانیزم آن به این صورت است که رشد پایه پولی (پول پرقدرت) از طریق ضریب فزاینده به رشد نقدینگی و سپس افزایش تقاضا منجر می‌شود.

  • مثال ایران: کسری بودجه دولت و تأمین آن از طریق استقراض از بانک مرکزی، یکی از اصلی‌ترین دلایل رشد شدید نقدینگی و تورم مزمن کشور بوده است.
سالنرخ تورم (%)
140335.8
140247.4
140153.1
140046.2
139947.1
139841.2
139731.2
13969.6
13959.0
139411.9
139315.6
139234.7
139130.5
139021.5
138912.4
138810.8
138725.4
138618.4
138511.9
138410.4
138315.2
138215.6
138115.8
138011.4
نرخ تورم سالانه ایران از سال 1380 الی 1403
مشاهده کامل این جدول

۵. عوامل خارجی و سیاسی

گاهی تورم تحت تأثیر شوک‌های خارجی مانند جنگ‌ها، تحریم‌های اقتصادی یا بحران‌های سیاسی ایجاد می‌شود. این عوامل می‌توانند از طریق کاهش عرضه کالا، افزایش هزینه واردات یا اختلال در زنجیره‌های تأمین به تورم دامن بزنند.

  • مثال: تحریم‌های اقتصادی علیه ایران، علاوه بر کاهش درآمدهای ارزی، هزینه واردات کالاهای اساسی و واسطه‌ای را افزایش داده و اثر تورمی قابل توجهی ایجاد کرده است.

شاخص‌های اندازه‌گیری تورم:

برای سنجش نرخ تورم، از شاخص‌های مختلفی استفاده می‌شود که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

  1. شاخص بهای مصرف‌کننده (Consumer Price Index – CPI)
    تعریف: نشان‌دهنده تغییرات متوسط قیمت مجموعه‌ای از کالاها و خدماتی است که به‌طور معمول توسط خانوارها مصرف می‌شوند.
    شاخص CPI اصلی‌ترین معیار سنجش تورم در سطح خُرد و زندگی روزمره مردم است. این شاخص مبنای بسیاری از سیاست‌های دستمزدی و بازنگری در قراردادها است.
    به طور مثال اگر هزینه سبد مصرفی خانوار در سال پایه ۱۰۰ واحد باشد و در سال بعد به ۱۳۵ واحد برسد، شاخص CPI معادل ۱۳۵ خواهد بود و تورم سالانه ۳۵٪ محاسبه می‌شود.
  • 2. شاخص بهای تولیدکننده (Producer Price Index – PPI): شاخص PPI بیانگر تغییرات قیمت کالاها و خدمات در سطح تولید و عمده‌فروشی است؛ یعنی این شاخص قیمت کالاها و خدمات را قبل از رسیدن به مصرف‌کننده نهایی بررسی می‌کند.
  • این شاخص، شاخصی پیش‌نگر (Leading Indicator) محسوب می‌شود، چون افزایش آن معمولاً چند ماه بعد در CPI هم ظاهر می‌شود. به سیاست‌گذاران نشان می‌دهد فشارهای قیمتی در سطح تولید چه‌میزان است.
  • به طور مثال افزایش هزینه مواد اولیه یا انرژی باعث رشد PPI می‌شود که در نهایت به افزایش قیمت مصرف‌کننده و رشد CPI می‌انجامد.
  • 3. شاخص ضمنی

ارتباط نقدینگی با تورم
یکی از اصلی‌ترین کانال‌های شکل‌گیری تورم، رشد بیش از حد نقدینگی است. نقدینگی شامل مجموع اسکناس و مسکوک در دست مردم و سپرده‌های دیداری و غیردیداری در بانک‌هاست. اگر رشد نقدینگی بیش از ظرفیت تولیدی اقتصاد باشد، مازاد تقاضا شکل گرفته و موجب افزایش سطح عمومی قیمت‌ها می‌شود. در ایران، کسری بودجه دولت و استقراض از بانک مرکزی باعث رشد شدید پایه پولی و در نتیجه افزایش نقدینگی شده است. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان، کنترل نقدینگی را مهم‌ترین شرط کنترل پایدار تورم می‌دانند.

نظریه مقداری پول
یکی از مهم‌ترین نظریه‌های توضیح تورم، «نظریه مقداری پول» است. طبق این نظریه:

PY=MV

که در آن:

  • M: حجم پول
  • V: سرعت گردش پول
  • P: سطح عمومی قیمت‌ها
  • Y: تولید حقیقی

اگر فرض شود سرعت گردش پول و تولید حقیقی در کوتاه‌مدت ثابت باشند، هرگونه افزایش در حجم پول (M) به‌طور مستقیم به افزایش سطح عمومی قیمت‌ها (P) منجر خواهد شد.
این نظریه زیربنای بسیاری از سیاست‌های پولی مدرن است و تأکید می‌کند که رشد بالای نقدینگی در نهایت به تورم منجر می‌شود.

ارتباط نرخ بهره و تورم
نرخ بهره و تورم رابطه‌ای دوسویه دارند:

اثر تورم بر نرخ بهره: وقتی نرخ تورم بالاست، وام‌دهندگان برای جبران کاهش ارزش پول، نرخ بهره بالاتری مطالبه می‌کنند. بنابراین نرخ بهره اسمی با افزایش تورم رشد می‌کند (اثر فیشر).

اثر نرخ بهره بر تورم: افزایش نرخ بهره به‌عنوان ابزار سیاست پولی می‌تواند هزینه استقراض را بالا ببرد، تقاضا برای وام و اعتبار را کاهش دهد و در نتیجه از رشد تقاضا و تورم جلوگیری کند.
در ایران، بانک مرکزی از طریق تعیین نرخ سود سپرده و اوراق بدهی و همچنین کنترل نرخ بهره بین‌بانکی تلاش می‌کند بر تورم اثر بگذارد، هرچند به‌دلیل کسری بودجه مزمن دولت، این سیاست‌ها گاه با چالش مواجه می‌شوند.

پیامدهای تورم

پیامدهای اقتصادی

  • کاهش سرمایه‌گذاری بلندمدت: بی‌ثباتی قیمتی مانع تصمیم‌گیری عقلانی سرمایه‌گذاران می‌شود.
  • کاهش پس‌انداز: وقتی ارزش پول به‌سرعت افت می‌کند، افراد تمایل کمتری به نگهداری دارایی‌های نقدی دارند.
  • اختلال در تخصیص منابع: تورم موجب می‌شود منابع به‌جای تولید مولد به سمت فعالیت‌های سفته‌بازی حرکت کنند.

پیامدهای اجتماعی

  • فشار بر طبقات متوسط و ضعیف: چون درآمد این طبقات ثابت‌تر است، بیشترین آسیب را از تورم می‌بینند.
  • توزیع ناعادلانه درآمد: دارندگان دارایی‌های واقعی مانند مسکن یا طلا سود می‌برند، در حالی‌که حقوق‌بگیران زیان می‌کنند.
  • بی‌اعتمادی اجتماعی: تورم بالا می‌تواند مشروعیت سیاست‌های اقتصادی و حتی ثبات سیاسی را تهدید کند.

سیاست‌های مهارکننده تورم

کنترل تورم نیازمند ترکیب سیاست‌های پولی، مالی و ساختاری است. مهم‌ترین سیاست‌ها عبارتند از:

۱. سیاست‌های پولی انقباضی: مجموعه اقداماتی هستند که بانک مرکزی برای کاهش نقدینگی و مهار تورم اجرا می‌کند؛ از جمله این موارد می‌توان به افزایش نرخ بهره برای گران‌تر شدن تأمین مالی، فروش اوراق بدهی برای جمع‌آوری پول از بازار، و افزایش نسبت سپرده قانونی بانک‌ها برای محدود کردن قدرت خلق اعتبار اشاره کرد.

۲. انضباط مالی دولت: به معنای کنترل و کاهش هزینه‌های غیرضروری و تأمین منابع پایدار از طریق افزایش درآمدهای مالیاتی است تا وابستگی به استقراض و کسری بودجه کاهش یابد.

۳. کنترل پایه پولی: مهار رشد دارایی‌های بانک مرکزی و جلوگیری از اعطای وام‌های تکلیفی، باعث می‌شود از افزایش بی‌رویه نقدینگی و فشار تورمی جلوگیری شود.

۴. مدیریت انتظارات تورمی: با شفاف‌سازی در سیاست‌گذاری‌ها و ارائه اطلاعات دقیق، می‌توان اعتماد عمومی را تقویت کرده و از شکل‌گیری انتظارات منفی در جامعه نسبت به افزایش قیمت‌ها جلوگیری شود.

نتیجه‌گیری

تورم پدیده‌ای چندوجهی است که از ترکیب عوامل پولی، مالی، ساختاری، بیرونی و روانی ناشی می‌شود. در ایران، عوامل خاصی مانند کسری بودجه مزمن، تحریم‌های خارجی و افزایش بی‌رویه حجم نقدینگی باعث شده تورم به یکی از مزمن‌ترین مشکلات اقتصادی تبدیل شود.

برای کنترل تورم لازم است حجم نقدینگی به عنوان مهم‌ترین عامل تورم کنترل شود، انضباط مالی دولت به‌طور جدی رعایت گردد، اصلاحات ساختاری در بخش تولید و توزیع انجام شود و انتظارات تورمی از طریق شفافیت و اعتمادسازی مدیریت شود.

تنها با مجموعه‌ای هماهنگ از سیاست‌های پولی، مالی و ساختاری کارآمد و کنترل کننده می‌توان امید داشت که نرخ تورم در ایران کاهش یافته و شرایط برای رشد پایدار و ثبات اقتصادی فراهم شود.

نتیجه‌گیری

1. تفاوت شاخص بهای مصرف‌کننده (CPI) و شاخص بهای تولیدکننده (PPI) چیست؟

CPI تغییرات قیمت کالا و خدمات مصرفی خانوارها را نشان می‌دهد و اثر تورم بر زندگی مردم را می‌سنجد، در حالی که PPI تغییرات قیمت کالا و خدمات در سطح تولید و عمده‌فروشی را نشان می‌دهد و فشار تورمی از سمت تولید را می‌سنجد. معمولاً رشد PPI چند ماه بعد به رشد CPI منتقل می‌شود.

2. چرا تورم می‌تواند موجب انتقال منابع از فعالیت‌های تولیدی به فعالیت‌های سفته‌بازی شود؟

به دلیل اینکه در شرایط بی‌ثباتی قیمتی، سرمایه‌گذاران برای حفظ ارزش دارایی ترجیح می‌دهند به بازارهایی مثل مسکن، طلا یا ارز بروند و اینامر باعث کاهش سرمایه‌گذاری مولد می‌شود.

3. چرا در ایران اثربخشی سیاست افزایش نرخ بهره با محدودیت‌هایی مواجه است؟
در ایران، به‌دلیل کسری بودجه مزمن دولت، بانک‌ها وام‌های تکلیفی و فشارهای سیاسی برای پایین نگه‌داشتن نرخ سود، کارایی این ابزار محدود می‌شود. همین امر موجب می‌شود نرخ بهره نتواند نقش بازدارنده تورم را به‌طور کامل ایفا کند

4. نقش انتظارات تورمی در تشدید یا کنترل نرخ تورم چیست و چرا مدیریت شفافیت و اعتماد عمومی برای سیاست‌گذاران اهمیت حیاتی دارد؟
انتظارات تورمی می‌تواند به‌تنهایی محرک افزایش قیمت‌ها باشد؛ وقتی مردم انتظار رشد قیمت‌ها را داشته باشند، زودتر خرید می‌کنند، قراردادها و دستمزدها را بر مبنای تورم آینده تنظیم می‌کنند و این خود به شکل خودتقویت‌کننده تورم را تشدید می‌کند. در مقابل، اگر سیاست‌گذاران با شفافیت و ارائه برنامه‌های معتبر اعتماد عمومی را جلب کنند، می‌توانند انتظارات را مدیریت کرده و حتی بدون کاهش سریع نقدینگی، از شتاب تورم بکاهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا